یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی

اصطلاحاتی زبان انگلیسی که ما را به اشتباه می اندازند

اصطلاحاتی زبان انگلیسی که ما را به اشتباه می اندازند

درباره ی اصطلاحات زبان انگلیسی:

زبان انگلیسی پر است از اصطلاحات مختلف؛ اصطلاحاتی که در هر کجا کاربردی متفاوت و منحصر به فرد دارد، در موقعیت هایی حتی معانی مختلفی دارد. چه کسانی از این اصطلاحات استفاده می کنند؟ اصطلاحات در میان کشورها، گویش ها، شهرها، تیم های ورزشی، محله ها و نژادهای مختلف ساخته می شود و در موقعیت ها پرورش پیدا می کند و گسترده می شود. اما واکنش کسانی که زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم خود انتخاب می کنند چیست؟ اگر تا به حال با اصطلاحات زبان انگلیسی مواجه شده باشید به عنوان مثال در فیلم ها یا سریال ها، بازی ها، کتاب ها و... احتمالاً می دانید که این اصطلاحات ممکن است در لحظه ی اول یا ترجمه ی لغت به لغت اصلا آن معنایی را نداشته باشند که در حقیقت دارند. این باعث می شود آدم ناآشنا یا کسی که تازه یادگیری زبان را شروع کرده باشد به مشکل برخورد کند. ما در ادامه ی این مطلب به اصطلاحاتی در زبان انگلیسی می پردازیم که ما را به اشتباه می اندازند.

فهرست:

  • اصطلاحات در زبان انگلیسی
  • اصطلاحات انگلیسی که ما را به اشتباه می اندازند
  • نتیجه گیری

 

اصطلاحات در زبان انگلیسی:

همانطور که گفتیم، اصطلاحات انگلیسی مجموعه ای از کلمات هستند که معنی آن ها با ترجمه تک تک یا لغت به لغت کلمات مشخص نیست. این اصطلاحات اغلب بر پایه تمثیل و استعاره هستند. از آنجایی که این اصطلاحات به وفور در زبان انگلیسی استفاده می شوند، اگر آن ها را ندانیم، درک مکالمات و صحبت های دیگران سخت تر می شود. برای ماهر شدن در زبان انگلیسی باید بدانیم که کتاب هایی که به آن ها برای یادگیری رجوع می کنیم کافی نیستند. چیز دیگری که در دنیای واقعی به آن نیاز داریم، مهارت بیشتر روی اصطلاحات و عبارات زبان انگلیسی است. یادگیری اصطلاحات رایج و روزمره زبان انگلیسی کمک می کند تا در بیشتر بحث ها و موقعیت ها شرکت کنیم، فرقی نمی کند بازی بسکتبال باشد، پشت میزی در کافه باشد، مطالعه یا حتی یک قرار ملاقات عاشقانه با کسی که دوستش داریم باشد. این اصطلاحات در بیشتر موارد وقتی به صورت تحت اللفظی ترجمه می شوند معنی عجیب و غریبی دارند. این مسئله باعث می شود ارتباط برقرار کردن بین یک اصطلاح و معنی آن سخت باشد و به همین دلیل یاد گرفتن و به خاطر سپردن آن ها دشوار می شود. برای پیدا کردن معنی اصطلاحات، کافی است کمی بازتر نگاه کنیم و مفهوم و هدف آن ها را در جملات پیدا کنیم.

آموزش آنلاین ماژورین

 

اصطلاحات انگلیسی که ما را به اشتباه می اندازند:

حالا با تعدادی از اصطلاحاتی در زبان انگلیسی آشنا می شویم که ممکن است ما را به دردسر یا اشتباه بیندازند.

 

CRUNCH TIME  لحظه ی سرنوشت ساز

مفهوم : دوره زمانی قبل از تکمیل پروژه که همه کار سختی داشته باشند.

مثال

: I’m not getting enough sleep these days. It’s crunch time at work.

این روزها خواب کافی ندارم چرا که لحظه ی سرنوشت ساز کار است.

 

LET YOUR FREAK FLAG FLY خودنمایی کردن

مفهوم: خودنمایی کردن در مقابل دیگران

مثال

: My colleagues were surprised at the Christmas party- I let my freak flag fly and showed them a break dance routine.

دوستانم در مهمانی کریسمس شگفت زده شدند – من خودنمایی کردم و برای آن ها بریک دنس اجرا کردم!

 

GET YOUR HEAD AROUND IT از چیزی سر درآوردن

مفهوم: درک کردن چیزی

مثال

: I just can’t get my head around the fact that Joe is leaving us

من نمی توانم این واقعیت را درک کنم که چرا جو ما را ترک می کند.

 

DIG IN YOUR HEELS / STICK TO YOUR GUNS  پافشاری کردن

مفهوم: برای مقابله با سازش و یا تغییر ذهنیت استفاده می شود

مثال

: My parents wanted me to give up writing, but I dug in my heels and went on to become a famous writer.

والدین من می خواستند من را از نوشتن منصرف کنند، اما پافشاری کردم و برای تبدیل شدن به یک نویسنده مشهور تلاش کردم.

 

LEAVE NO STONE UNTURNED  چیزی را از قلم ننداختن

مفهوم: به این معنا که هر کاری می توانید برای رسیدن به هدف خود انجام دهید.

مثال

: I’ll leave no stone unturned until I find out who did this.

من برای اینکه متوجه شوم چه کسی این کار را کرده، هر کاری از دستم بربیاید انجام خواهم داد.

 

PULL A RABBIT OUT OF A HAT  شق القمر کردن

مفهوم: کار بسیار مشکل و دشوار را انجام دادن

مثال

: I thought we were going bankrupt, but my partner pulled a rabbit out of his hat and we landed a major contract.

من فکر کردم که ورشکست شدیم، اما شریکم شق القمر کرد و ما یک قرارداد بزرگ بستیم.

 

PULL YOURSELF TOGETHER  به خود آمدن

مفهوم: برای بیان آرام شدن و طبیعی رفتار کردن

مثال

: I understand you’ve had a bad day, but pull yourself together and get on with your job.

من درک می کنم که روز بدی داشته اید، اما آرام باشید و به کارتان برگردید.

 

HANG IN THERE صبور بودن

مفهوم : به معنای منتظر شدن و صبور بودن است.

مثال

: I know you’d really like to call him, but I don’t think that’s the right thing to do now. Just hang in there and he will call you.

من می دانم که واقعا دوست دارید که به او زنگ بزنید، اما فکر نمی کنم این کار درست باشد. فقط صبور باشید تا او به شما زنگ بزند .

 

YOU SOLD ME (ON SOMETHING)  متقاعد کردن

مفهوم: برای زمانی که طرف مقابل با حرف های مجاب کننده شما را متقاعد می کند.

مثال

: OK, you’ve sold me. I’ll go to the match with you.

بسیار خوب، شما من را متقاعد کردی. من با شما به مسابقه خواهم آمد.

 

 BLOW SMOKE ادعا داشتن، لاف زدن

مفهوم: ادعا کردن یا بیان چیزهایی که درست نیستند، بهتر از واقعیت نشان دادن

مثال

: I’m not blowing smoke. I have honestly read War and Peace by Tolstoy.

من لاف نمی زنم. من واقعا کتاب جنگ و صلح تولستوی را مطالعه کردم.

 

GET OUT OF HAND  مهار نشدنی

مفهوم: هنگامی که کنترل شرایط را از دست می دهید.

مثال

: The party got out of hand and the guests threw bottles at each other

مهمانی از کنترل خارج شد و مهمانان بطری ها را به همدیگر پرتاب کردند!

 

STEP UP YOUR GAME  ارتقا یافتن

مفهوم: برای بهتر کردن عملکرد استفاده می شود.

مثال

: If you want to win this competition, you’ll have to step up your game

اگر می خواهید در این مسابقه برنده شوید، باید عملکرد خود را ارتقا دهید.

 

GET IT OUT OF YOUR SYSTEM  بالاخره کاری رو به پایان رساندن

مفهوم : انجام کاری که مدت هاست قصد انجام آن را دارید و دیگر نمی خواهید آن را به تعویق بیندازید.

مثال

: I wasn’t sure how she was going to react, but I had to get it out of my system, so I told her I had found a better employee.

من نمی دانستم عکس العمل او چه خواهد بود، اما قید همه چیز را زدم و به او گفتم که کارمند بهتری پیدا کرده ام!

 

BY THE SKIN OF YOUR TEETH به سختی موفق شدن

مفهوم: هنگامی که از این اصطلاح استفاده می شود که به سختی موفق می شوید و در نزدیکی شکست قرار دارید.

مثال

: I hadn’t studied much, but passed the test by the skin of my teeth

من خیلی مطالعه نکرده بودم، اما آزمون را به سختی پاس کردم.

 

SHAPE UP OR SHIP OUT ( یا بهتر کار کن یا برو )

مفهوم: برای بیان انجام بهتر کار و یا ترک کردن آن استفاده می شود.

مثال

This is the last time I’m telling you to arrive on time. Shape up or ship out

این آخرین باری است که به تو می گویم سر موقع بیا. یا بهتر کار کن یا برو.

 

CUT SOMEBODY SOME SLACK

مفهوم: به معنای به خود استراحت دادن و در برخی موارد به معنای از روی ظاهر کسی قضاوت کردن است.

مثال

I was extremely busy last week. Cut me some slack and I’ll finish the report by tomorrow morning

من هفته گذشته بسیار سرم شلوغ بود.  کمی به خودم استراحت می دهم و گزارش را فردا صبح تکمیل خواهم کرد.

 

ONCE IN A BLUE MOON ( به ندرت )

مفهوم: برای زمانی که چیزی به ندرت اتفاق می افتد.

مثال

We used to see him all the time, but now he just visits us once in a blue moon.

ما همیشه او را می دیدیم، اما حالا اون به ندرت به دیدن ما می آید.

 

نتیجه گیری:

حالا که با تعریف اصطلاح و چند نمونه از اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی آشنا شده ایم باید بدانیم که یکی از راه های یادگیری این اصطلاحات آموزشگاه و اساتید با تجربه و باحوصله ای است که بتوانند این موارد را با تفاوتهایشان به شما آموزش دهند. موشکافانه و با دقت سعی می کنند هرچه در اختیار دارند را به زبان آموز خود ارائه دهند و از ارتقای سطح او خوشحال شوند. دلیل ما هم برای معرفی آموزشگاه ماژورین و اساتید باکیفیتش همین است.

منبع: سامانه ی آموزش آنلاین ماژورین

 

Share

زبان انگلیسی

دوره های پیشنهادی

دیدگاه شما چیست؟